تو سمت مادرم گذاشتی
ساعت 11 مه 20 ، ساعت 9 صبح بود.
وقتی به خواب ابدی مرگ فرو رفتی
لحظه برای من دشوار بود ، اما من از شما تقاضا کردم که قدرت ،
تو برای همیشه در خاطرات من خواهی بود ، وقتی با عشق
شما اقدامات من را اصلاح کردید ، در لحظه ای که نفهمیدم
اما امروز از شما متشکرم چون شما مرا مرد ساختید
خوب ، شما از بیماریهای من مراقبت کردید
همچنین آن لحظه تصادف من ، تو بودی
که کنارم بود ، مادر ، فرشته خالص و زیبا
از زندگی من ، هرگز نمی توانم تو را فراموش کنم ، زیرا تو قلب من هستی
در کاشت شما خداحافظی نکردم بلکه خداحافظی کردم
من می دانم که روزی دوباره با هم خواهیم بود ،
Omaira del Carmen Valero de Umbria ، نام شما است
رامان عمبریا عشق بزرگ شما ، امروز این دو دوباره با هم هستند
و من فقط از شما می خواهم که از بهشت مراقبت کنید ،
من هرگز فکر نمی کردم شما در کنار من باشید ، اما این روش زندگی است
آن روز 11 مه ، شما بال گرفتید و پرواز بسیار بالایی داشتید ،
زیرا در زندگی شما زیبا ترین فرشته ای بود که خدا آفرید
مادر من لحظه ای که آخرین بار تو را دیدم به یاد می آورم
آن روز 10 مه مادران ، هرگز فکر نمی کردم
آخرین باری که خواهد بود ، مادر است ، تو مرا تنها گذاشتی
اما می دانم که شما افتخار می کنید ، زیرا همیشه می گفتید
"روزی که می میرم ، می خواهم همه فرزندانم را ببینم
متاهل ، برای تسکین درد "
امروز همه ما فرزندان داریم و یک بیوه ، اما
اگر از خانواده های ما آسایش دریافت کنیم ،
مادر ، همیشه مرا برکت ده
و هرگز از آمدن صبح برای من بوسیدن متوقف نشو
و در شب ها ، شما فرشته شده اید ،
و من می دانم که شما با پدرم ، با مادر بزرگم ،
با برادرم خوان خوزه و با همه کسانی که
آنها قبل از شما باقی مانده اند ، به من قدرت دهید زیرا این ما هستیم
این کار را آسان کنید ، اما به من کمک کنید
مادر من تو را برای همیشه دوست دارم ، فرشته زیبای من
جوانه زیبای من ، شما برای همیشه در خواهید بود
قلب من ، تو را دوست دارم ، دوستت دارم ، تو را دوست دارم
Me dejaste sola, mamá
Eran las 11 de la noche, eran las 9 de la mañana.
Cuando te fuiste al sueño eterno de la muerte
Fue un momento difícil para mí, pero te pedí que fueras fuerte,
Que siempre estarías en mis recuerdos, cuando con amor
Corregiste mis acciones, en un momento que no entendí
Pero hoy te agradezco porque me hiciste fuerte
Bueno, cuidaste de mis enfermedades
También en mi momento de accidente, estabas
A mi lado, mamá, un ángel puro y hermoso
De mi vida, nunca podré olvidarte, porque estás en mi corazón
En tu partida no me despedí, sino que me despedí
Sé que algún día estaremos juntas de nuevo,
Omaira del Carmen Valero de Umbria, ese es tu nombre
Ramón Umbria, tu gran amor, hoy están juntos de nuevo
Y solo te pido que cuides el paraíso
Nunca pensé que estarías a mi lado, pero así es la vida
Ese 11 de mayo, levantaste vuelo y tuviste un vuelo muy alto
Porque en tu vida fuiste el ángel más hermoso que Dios creó
Mi madre, recuerdo el momento en que te vi por última vez
Ese 10 de mayo, mamás, nunca pensé
Que sería la última vez, mamá, me dejaste sola
Pero sé que estás orgullosa, porque siempre decías
'Cuando muera, quiero ver a todos mis hijos
Casados, para aliviar el dolor'
Hoy todos tenemos hijos y una viuda, pero
Si recibimos consuelo de nuestras familias,
Mamá, siempre bendíceme
Y nunca dejes de besarme al amanecer
Y en las noches, te has convertido en un ángel,
Y sé que estás con mi padre, con mi abuela,
Con mi hermano Juan José y con todos aquellos que
Han quedado antes que tú, dame fuerzas porque somos nosotros
Haz que esto sea fácil, pero ayúdame
Mi madre, te amaré por siempre, mi hermoso ángel
Mi brote hermoso, estarás siempre conmigo
Te amo, te quiero, te amo